محمد مهدى ملايرى

446

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

حتى گفته‌اند عبد اللّهيان براى دهى منسوب به عبد اللّه « 1 » . ياقوت در اين‌جا در بيان اين فرق فاحش كه بين اين علامت نسبت در عربى بصريان و بين قاعدهء نسبت در علم نحو عربى وجود داشته توضيحى نداده ولى اگر درصدد توضيح برمىآمد به اين نتيجه مىرسيد كه زبان اعراب بصره در اين دوران آن‌چنان تحت تأثير ژرف و گستردهء زبان فارسى بوده كه آنها براى بيان مالكيت علامت نسبت فارسى را به جاى علامت نسبت و مالكيت عربى به كار مىبرده‌اند و به همان‌گونه كه در فارسى مثلا اردشير بابكان و خسرو قبادان مىگفته‌اند آنها هم براى بيان مالكيت زمينها و باغها و نهرها و ديگر متعلقاتشان مانند فارسى زبانان از همين علامت استفاده مىكرده‌اند آن‌هم نه همچون موردى نادر و كم استعمال بلكه همچون قاعده‌اى معمول و به قول نحويّين مطرّد . با مراجعه به كتاب « فتوح البلدان » بلاذرى در عنوان « تمصير البصرة » و وصف اراضى و نهرهاى آنجا به خوبى مىتوان گسترش و فراگيرى اين روش را كه چند نمونه از آن در اين‌جا ذكر مىشود دريافت : سويدان - نام زمينى در بصره كه در اقطاع سويد بن منجوف بوده جبران - زمينى منسوب به ابن جبر كثيران - زمينى از آن كثير بن سيّار كه در اقطاع او بوده بلالان - اقطاعى منسوب به بلال بن ابى برده قاسمان - محلى منسوب به قاسم بن عبّاس خالدان - نهرى منسوب به آل خالد بن اسيد ماسوران - نهرى منسوب به شخصى به نام ماسور . گويند ماسور مرد شرورى بوده كه در غيبت مردم از آنها عيب‌جوئى مىكرده . او را از آن‌جهت ماسور مىخواندند كه ماسور به قول بلاذرى در فارسى به معنى بىباك و شرور بوده است « 2 » .

--> ( 1 ) . معجم البلدان ، 3 / 256 . ( 2 ) . فتوح البلدان ، ص 450 .